بسیاری از افراد متخصص و روانشناس فردی بر این باور هستند که موفقیت در مراحل مختلف زندگی ملزوم به داشتن هوش شناختی (cognitive intelligence) و هوش هیجانی (emotional intelligence) است و هر دوی آنها برای ترقی لازم هستند. هوش هیجانی که هوش احساسی نیز نامیده میشود به معنای توانایی برقراری ارتباط با دیگران و نوع رفتار و گفتاری است که دیگران را به شما جذب و علاقهمند کند.
فردی را تصور کنید که تجربه کاری زیادی دارد اما نمیتواند با کارفرما ارتباط خوبی برقرار کرده و کارش را به خوبی ارائه دهد.
در این مثال اگرچه فرد توانایی کاری بالایی دارد اما شاید نتواند به اندازهی لازم در کارش ارتقا پیدا کرده و موفق شود. خبر خوب این که هوش هیجانی میتواند به صورت اکتسابی نیز کسب شود.
هوش هیجانی بالا به این معنی نیست که فرد همیشه نقابی از خوشحالی بر چهره داشته باشد، بلکه به این معنی است که بتواند احساسات مختلف را در خود شناسایی کرده و با مدیریت صحیح به شیوهی درستی آنها را ابراز کند. فرد دارای هوش هیجانی پایین به این دلیل که نمیتواند احساسات خود را به خوبی مدیریت کند، معمولا به دلیل سرکوب احساسات به راحتی دچار اضطراب میشود. این افراد غالبا به کرات دچار تنش با دیگران میشوند و علاوه بر قضاوت و واکنش سریع نمیتوانند به خوبی از خودشان دفاع کنند. زودرنجی، نگرانی و خود سرزنشی در این افراد به میزان بالایی دیده میشود.