اعتماد به نفس

اعتماد به نفس به چه چیزهایی بستگی دارد؟



میزان اطمینان و باور ما به خودمان حاصل عملکرد ما در موقعیت‌های مختلف زندگی است. به بیان دیگر وابستگی شدیدی به سطح دشواری تکلیف دارد.
توضیح ساده آن این است که اگر در زندگی تکالیفی بر عهده بگیریم یا وظایف و مسئولیت‌هایی بر عهده ما گذاشته شود که در غالب اوقات قادر به انجام آن باشیم اعتمادمان به خود افزایش می‌یابد، اما اگر خود را در موقعیت‌هایی بسیار دشوار قرار دهیم یا دیگران ما را وادار به کارهایی خارج از توان بکنند، اطمینان به خود منفی می‌شود؛ یعنی خود را ناتوان از انجام تکلیف یا حل مشکل می‌بینیم.
وضعیت مطلوب برای رسیدن به اعتماد به نفس مثبت آن است که سطح دشواری تکلیف، از آسان شروع شده و به تدریج دشواری آن افزایش یابد.

درواقع، اگر سطح دشواری تکلیف خیلی پایین یا خیلی آسان باشد، به بی تکلیفی و آسان‌گیری عادت کرده و در مواقع برخورد با تکلیف دشوار اطمینان کافی به خود نخواهیم داشت.
در مقابل اگر سطح تکلیف و مشکل بسیار بالا و دشوار باشد طوری که خود را ناتوان از انجام آن ادراک کنیم احساس درماندگی کرده و بازهم نمی‌توانیم باور مناسبی را در مورد خود شکل دهیم. باوجوداین، حمایت و پشتیبانی اطرافیان، تشویق موفقیت‌ها، تکرار موفقیت، بازخوردی که از دیگران می‌گیریم، پذیرش شکست‌های موقتی از سوی خودمان و اطرافیان می‌تواند اعتماد به نفس را افزایش دهد.
در مقابل شکست‌های مکرر، زندگی در شرایط ناگوار، سخت و پرخطر و تهدید، بی‌تفاوتی اطرافیان به موفقیت‌ها، و انتقاد و سرزنش اشتباهات، خطاها و شکست‌ها می‌تواند به باور ما از خودمان صدمه وارد کند.

اعتماد به نفس چگونه شکل می‌گیرد؟
اعتماد به خود در دراز مدت در نتیجه مقایسه خودپنداره با وضعیت آرمانی یا همان کمال مطلوب شکل می‌گیرد. هرچقدر برداشت ما از خود با آنچه که می‌خواهیم باشیم فاصله بیشتری داشته باشد اطمینان به خود کم‌تر خواهد شد. اما هرچقدر این دو به یکدیگر نزدیک‌تر باشند باورهای مثبت بیشتری نسبت به وجود خویش در ما پرورش می‌یابد.

Grapefruit slice atop a pile of other slices